AVR
ARM (STM32: M3 and M4)
RISC-V
PLC
C, C++, C#, Java, Android (Java), Python
نرم افزار Altium Designer، آشنا به ملاحظات و استانداردهای EMC و EMI
آفیس (Excel, Word, OneNote, PowerPoint)
Photoshop, Premiere
11 سال سابقهی فعالیت در حوزهی برق/ الکترونیک دارم. مجموعاً به مدت 4.5 سال در دو شرکت با زمینهی فعالیت متفاوت (یکی در حوزهی اتوماسیون و ربات صنعتی و دیگری در حوزهی ابزار دقیق) مشغول به کار بودهام. همچنین حدود هفت سال به صورت FreeLancer سابقهی انجام پروژههای مختلف در زمینههای گوناگون (طراحی و برنامهنویسی سخت افزار، برنامهنویسی اندروید و برنامهنویسی ویندوز) دارم.
توسعهی فریمور ردیابهای خودرو
پروژههای مختلفی در حوزههای گوناگون (صنعتی، اتوماسیون، هوشمندسازی) انجام شده است.
تعدادی از پروژههای انجام شده:
- طراحی و برنامهنویسی ساعت سلامتی (اندازهگیری ضربان و اکسیژن خون و پایش اطلاعات سلامتی بیمار و مطلع ساختن پرستار یا پزشک در صورت وجود مشکل)
- طراحی و برنامهنویسی پریز هوشمند قابل کنترل توسط اینترنت به همراه اپلیکیشن اندروید (کنترل کامل بر عملکرد و مصرف توان بر بستر اینترنت)
- برنامهنویسی اینورتر تمام سینوسی
- برنامهنویسی کنترلر دستگاه اتوکلاو
- طراحی و برنامهنویسی سخت افزار و موبایل کنترل کنندهی دمای خانه توسط سیستم پکیج (کنترل و گزارشگیری توسط پیامک)
- اتوماسیون دوشهای پارک آبی آبسار (شبکه سازی بر بستر اترنت و کنترل با استفاده از RFID)
تجربهی طراحی مدار، PCB و برنامهنویسی میکروکنترلر و ویندوز در حوزهی ابزار دقیق شامل انواع ترانسمیتر، انواع ایزولاتور (آنالوگ و دیجیتال)، رکوردرهای بدون کاغذ و آنالایزر توان را در شرکت آرمان فرا پژوهان داشتهام. در سمت طراح سخت افزار وظیفهی هماهنگی تیم جهت طراحی و یا ارتقاء بوردها و همچنین ارتباط با واحدهای دیگر مانند نرم افزار و کنترل کیفی را بر عهده داشتم. در سمت سرپرست واحد تحقیق و توسعه وظیفهی هماهنگی کل تیم جهت طراحی محصول و همچنین هماهنگی با واحدهای دیگر مانند تولید و کنترل کیفی را بر عهده داشتم.
تعدادی از پروژههای انجام شده:
- طراحی کامل کارتهای سخت افزار رکوردر بدون کاغذ (شامل مین بورد، کارت ورودی و خروجی آنالوگ، کارت ورودی و خروجی دیجیتال و کارت تغذیه)
- برنامهنویسی کارت ورودی یونیورسال آنالوگ برای رکوردر بدون کاغذ
- طراحی مدار و برنامهنویسی ایزولاتور جریان
- طراحی اپلیکیشن ویندوز کالیبراسیون ایزولاتور جریان
- طراحی مدار ترانسمیتر توان
- طراحی مدار ایزولاتور سرعت بالای دیجیتال
- برنامهنویسی رابط کاربری رکوردر بدون کاغذ با استفاده از کتابخانه emWin
به عنوان برنامه نویس رباتهای صنعتی ABB و همچنین برنامه نویس PLCهای زیمنس سری 1200 تجربهی انجام پروژههای گوناگون در صنایع مختلف مانند خودرو سازی، قطعات یدکی خودرو و آجرسازی را داشتهام. همچنین تجربهی کار با HMIهای شرکت دلتا و ارتباط آن با PLC را نیز دارم.
تعدادی از پروژههای انجام شده:
- اتوماسیون خط براده برداری و پرداخت کارتر خودرو توسط ربات، PLC و HMI
- برداشت و گذاشت آجر جهت انتقال و انبار سازی توسط ربات و PLC
- برش سینی فن خودرو توسط ربات
- اتوماسیون خط کامل پرس قطعات مختلف خودرو در کارخانهی ایران خودرو توسط ربات، PLC و HMI
- جوشکاری آرگون توسط ربات
- مکان تغییر ولتاژ خروجی هر فاز جدا (و یا با هم) از صفر تا ۳۱۰ ولت
- امکان تنظیم محدودیت جریان خروجی
- خروجی کاملاً سینوسی و بدون نوسان (حداکثر خطا یک ولت در تمام طول بازه)
- امکان جا به جایی فازها
- امکان تغییر فرکانس
- قابلیت برنامهدهی (تنظیم ولتاژها و حد جریان مختلف برای برنامههای مختلف)
- قابلیت اعمال آنبالانسی تا ۵۰ ولت
مسعود حیدری هستم متولد یکشنبه پنجم مهر ماه سال 1371، اصفهان
دوران تحصیل عموماً بازیگوش و در حال هر کاری بودم به جز درس خوندن (و خب الان هم منتقد شدید روش تحصیل و مدرسه و نظام آموزشی که بعداً در موردش بیشتر حرف میزنم). بعد از دوران دبستان و راهنمایی وارد دبیرستان پویا شدم و بعد از اون هم رفتم سمت هنرستان امام محمد باقر، رشتهی الکترونیک. به الکترونیک از خیلی قبلتر علاقه پیدا کرده بودم. از زمانی که مجموعه کاوش را خریدم تا زمانی که کیتهای مختلف میگرفتم و سر هم میکردم. ورود من به هنرستان شاید نقطهی عطفی بود در زندگیام. از همون روز اول به درس و رشتهام علاقه پیدا کردم و خب این علاقه به حدی بود که دانش آموز تنبل دیروز حالا 180 درجه فرق کرده باشه. البته این تغییر از نظر خودم دو عامل مهم داشت، یکی علاقهی شخصی خودم به رشتهی الکترونیک و دوم هم باور و اعتقادی که از همون روز اول از کادر هنرستان دریافت کردم و همیشه به عنوان مشوق و انگیزه برایم بود. بعد از دو سال هنرستان با رتبهی 38 وارد دانشگاه دولتی شهید محسن مهاجر اصفهان برای مقطع کاردانی شدم. در طی دو سال دانشگاه با یکی از دوستانم کاری را در زیر زمین خانهی ما شروع کردیم. در ابتدا کار تعمیرات انجام میدادیم (عموماً تعمیر منابع تغذیه خطی و سوئیچینگ، اینورتر، باتری شارژر و UPS). دستگاههای تعمیری را از چند تا از کسبهی خیابان طالقانی (مرکز الکترونیک اصفهان) میگرفتیم. بعد از مدتی بر حسب تجربهای که پیدا کرده بودیم و همچنین اعتمادی که تونسته بودیم کسب کنیم کم کم شروع به گرفتن پروژههای ساده (عموماً دانشجویی) و کم کم پروژهها بزرگتر و تخصصیتر کردیم. اولویت برامون پول نبود، بیشتر دوست داشتیم یاد بگیریم و تجربه پیدا کنیم. بعضی مواقع برای تحویل به موقع یک پروژه تمام روز و شب را کار میکردیم.

در همین دوران کنکور کارشناسی ناپیوسته دادیم و هر دو برای ورودی روزانهی ترم دوم سال 1393 همون دانشگاه قبول شدیم و این در حالی بود که تا یک هفته قبل از کنکور داشتیم روی یک پروژهی خاص کار میکردیم. گفتم خاص چون روند کاری ما به نوعی به قبل و بعد از این پروژه تقسیم شد. در مورد این پروژه اینجا بیشتر توضیح دادم اما به طور خلاصه موضوع پروژه طراحی تغذیهی یک بازوی رباتیک صنعتی بود که به دلیل مسائل تحریم و اوضاع اقتصادی، خرید نمونهی خارجی خیلی هزینهبر بود. در نهایت هزینهی کل نمونهی ساخته شده حدود یک دهم نمونهی اصلی شد و همین دلیلی شد برای سفارش دوباره از همین دستگاه. همزمان با این پروژه از طریق یکی از مشتریهای قدیمی پروژهای به ما معرفی شد که اون هم یکی از کارهای نسبتاً بزرگ برای ما بود. پروژهی اتوماسیون دوشهای پارک آبی (آبسار، اصفهان) که در واقع اولین قرارداد ما به حساب میومد و خب حدود یک سال هم زمان برد و در نهایت هم نتیجهی قابل قبول و خوبی گرفتیم (اینجا بیشتر در موردش توضیح دادهام).
شرکتی که دستگاه تغذیهی ربات را سفارش داده بود در حال تاسیس شرکت جدیدی بود و به دلیل شناختی که نسبت به ما پیدا کرده بود طی صحبتی که داشتیم قرار شد به عنوان اولین نیروهای اون شرکت مشغول به کار بشیم. این اولین تجربهی کاری من به عنوان کارمند بود. حدود 15 ماه به عنوان برنامهنویس ربات ABB و همچنین برنامهنویس PLC (سری 1200 زیمنس) در شرکت هوشمند چابک اسپادان مشغول به کار بودم. در این مدت در پروژههای مختلفی در حوزههای گوناگونی مثل خودرو (ایران خودرو)، قطعات یدکی خودرو، جوش آرگون (با ربات)، Pick and Place (در صنعت آجرسازی) و غیره همکاری داشتم. همزمان با کار در این شرکت کار قبلی را هم ادامه دادیم.

دفتری اجاره کردیم و کماکان مشغول انجام پروژههای مختلفی بودیم. برنامهی کاری به این صورت بود که از ساعت 8 تا 14 در شرکت هوشمند چابک اسپادان کار میکردیم و از 15 تا 20 کار قبلی خودمون را ادامه میدادیم. تصمیم گرفتیم یک شرکت ثبت کنیم تا در ادامه فعالیت رسمیتر و جدیتری داشته باشیم. در نتیجه شرکتی با نام هوشمند سازان برتر مهاجر ثبت رسمی شد (اگر از قوانین ثبت شرکت اطلاع داشته باشید خیلی از این اسم طولانی که عملاً جز 10 اسم اول مورد نظرمون هم نبود متعجب نمیشید). همچون گذشته هدفمون بیشتر یادگیری بود. سعی میکردیم توی هر زمینهای تجربهای کسب کنیم. IoT، برنامهنویسی موبایل (اندروید)، برنامه نویسی کامپیوتر و غیره. بعد از پایان همکاری با شرکت هوشمند چابک اسپادان به صورت تمام وقت مشغول به کار خودمون شدیم. در همین زمان پروژهی دیگهای سمتون اومد که قرار شد کار طراحی و بعد تولید انبوه را ما انجام بدیم. این اولین تجربهی تولیدی ما (به معنای واقعی بود). به همین دلیل نیاز به گرفتن نیروی مونتاژ کار و کنترل کیفی پیدا کردیم. البته این پروژه عاقبت خوبی نداشت و مصادف شد با افزایش ناگهانی قیمت ارز از 3200 تا 18000 و همین باعث توقف و در نهایت اتمام این کار شد. این کار به نوعی پایانی بر کاری که از سال دوم دورهی کاردانی شروع کرده بودیم هم بود (البته نه به صورت کامل بلکه در قالب یک شرکت و دفتر و ساعات کاری مشخص). بعد از اون خیلی اتفاقی و بدون تصمیم قبلی برای ارشد اقدام کردم. البته زمانی که کنکور میدادم قصدی برای ادامهی تحصیل نداشتم و خب زمان کنکور هنوز در شرکت خودم کار میکردم و مشغول طراحی همون پروژهی آخر بودیم. در نهایت بعد از تعطیل شدن شرکت و با وجود اینکه ترم دانشگاهی شروع شده بود تصمیم به ادامهی تحصیل گرفتم و این شد که برای مقطع ارشد در گرایش مدار مجتمع وارد دانشگاه آزاد نجف آباد شدم. بعد از اون همزمان از طریق معرفی یکی از دوستانم در شرکتی دانش بنیان در شهرک علمی تحقیقاتی اصفهان به نام آرمان فرا پژوهان مشغول به کار شدم.

فعالیت شرکت در زمینهی تجهیزات ابزار دقیق بود و محصول اصلی شرکت Paperless Recorder بود. مدت 3 سال در این شرکت مشغول فعالیت بودم و در این مدت در سِمَت سرپرست سخت افزار و سپس برای مدتی هم سرپرست تحقیق و توسعه بودم. در پروژههای مختلفی در این مدت همکاری داشتم از جمله بازطراحی کلی محصول اصلی شرکت (رکوردر بدون کاغذ)، طراحی ترانسدیوسر توان، طراحی ایزولاتورهای آنالوگ و دیجیتال و غیره. عمدهی فعالیت من در شرکت آرمان فرا پژوهان طراحی مدار، برنامه نویسی میکروکنترلر و همچنین کامپیوتر (#C) بود. بعد از این شرکت به صورت فریلنسر مشغول به فعالیت هستم و کماکان با دوست و همکار قدیمی و در قالب همون شرکت هوشمند سازار برتر مهاجر گاهی به صورت پروژهای همکاری میکنیم.
در ادامه تایملاین مختصری از فعالیتهای من را میتوانید مشاهده کنید
1389
ورود به دانشگاه شهید محسن مهاجر اصفهان در مقطع کاردانی
در رشتهی الکترونیک و با رتبهی کشوری 28 در دانشگاه دولتی و فنی شهید محسن مهاجر پذیرفته شدم.
1390
شروع فعالیت
آغاز یک همکاری دوستانه
در اواسط مقطع کاردانی با یکی از دوستان هم رشتهای و همکلاسی کاری را راه اندازی کردیم که تا سالها ادامه داشت و همچنان هم ادامه دارد. در ابتدا از تعمیرات دستگاههای الکترونیکی شروع کردیم. دستگاههایی مانند منابع تغذیه، باتری شارزرها، اینورترها و غیره. به تدریج و به دلیل علاقه شروع به انجام پروژههایی در همین زمینهها کردیم. تقسیم وظایف در ابتدا به این صورت بود که من مسئول برنامهنویسی میکروکنترلر بودم و دوستم مسئول طراحی مدار. در این مدت پروژههای زیادی انجام دادیم که هر کدام در زمینهی خاصی بودند. هدف بیشتر یادگیری بود به طوری که در دو سال اول معمولاُ هر پروژهای که انجام میدادیم پر از علامت سوال و مجهولاتی بود که باید از ابتدا یاد میگرفتیم.
1392
پروژههایی سرنوشت ساز
اولین پروژهی صنعتی
در اواسط مقطع کاردانی با یکی از دوستان هم رشتهای و همکلاسی کاری را راه اندازی کردیم که تا سالها ادامه داشت و همچنان هم ادامه دارد. در ابتدا از تعمیرات دستگاههای الکترونیکی شروع کردیم. دستگاههایی مانند منابع تغذیه، باتری شارزرها، اینورترها و غیره. به تدریج و به دلیل علاقه شروع به انجام پروژههایی در همین زمینهها کردیم. تقسیم وظایف در ابتدا به این صورت بود که من مسئول برنامهنویسی میکروکنترلر بودم و دوستم مسئول طراحی مدار. در این مدت پروژههای زیادی انجام دادیم که هر کدام در زمینهی خاصی بودند. هدف بیشتر یادگیری بود به طوری که در دو سال اول معمولاُ هر پروژهای که انجام میدادیم پر از علامت سوال و مجهولاتی بود که باید از ابتدا یاد میگرفتیم.
قبولی در دانشگاه مهاجر اصفهان، مقطع کارشناسی
با رتبهی 62 کشوری در مقطع کارشناسی نا پیوسته، رشتهی مهندسی الکترونیک در دانشگاه شهید مهاجر اصفهان پذیرفته شدم.
دومین پروژهی سرنوشت ساز
ساخت یک عدد دستگاه کنترلر اتوکلاو و آغاز یک آشنایی
1394
اجارهی دفتری با شمایل یک شرکت